محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
246
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
برابر خلافت چون گذشته باقى مىماند و تمام دنيا را با آب بينى بز كه هنگام عطسه مىپراكند ، برابر مىدانست . مشهور است كه انديشه ماكياولى ، وسيله را در رسيدن به هدف توجيه مىكند . نتيجهگرايان ( پراگماتيستها ) و منفعتطلبان هم بر همين روش رفتار مىكنند . سخن امام على عليه السّلام نيز چنين است ؛ با اين تفاوت كه هدف را به گونهاى ديگر تعريف مىكند . هدف مىتواند در كل فردى و منحصر به اين دنيا و بهرههاى آن ، و بدون توجه به اخلاق و دين و ارزشها و قوانين باشد ؛ به گونهاى كه هيچ چيز به تنهايى و يا در مقايسه با ارزشها و قوانين كلى ، حلال يا حرام خوانده نشود و يا اين كه مىتواند برتر و ارزشمندتر از منافع مادى تصور گردد . هدف راستين از آفرينش انسان در ديدگاه امام على عليه السّلام ، بهشت و رضايت و خشنودى خداوند به تنهايى است كه بايد در راه آن از جان و مال و مقام و خويشان فداكارى كرد و امام عليه السّلام در سخنان بسيارى به آن اشاره كرده است : « آگاه باشيد ! با دنيا چه مىكند كسى كه براى آخرت آفريده شده است ! » « 1 » و « پس بدانيد كه بهشت پايان راه پيشتازان است . » « 2 » و « دنيا براى زندگى هميشگى شما آفريده نشده ، گذرگاهى است تا در آن زاد و توشه آخرت برداريد . پس با شتاب ، آماده كوچ كردن باشيد و مركبهاى راهوار براى حركت مهيا داريد . » « 3 » و « دنيا ، سراى گذرا و آخرت ، خانه جاويدان
--> ( 1 ) . « ألا فما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة » نهجالبلاغه : خطبه 157 . ( 2 ) . « فالجنّة غاية السّابقين » نهجالبلاغه : خطبه 157 . ( 3 ) . « فإنّ الدّنيا لم تخلق لكم دار مقام ؛ بل خلقت لكم مجازا لتزوّدوا منها الأعمال إلى دار القرار . فكونوا منها على أوفاز ، و قرّبوا الظّهور للزّيال » نهجالبلاغه : خطبه 132 .